حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
473
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
داشت كه با بختيار بر ضد او همسخن شود و ولايت او را بگرفت و بمؤيد إله داد : از پس مرگ عضد الدوله ( 372 ) و مؤيد الدوله سران سپاه او فخر الدوله را جانشين كردند و اين به اشاره صاحب بن عباد شد كه فخر الدوله سن و مهابتى داشت ، او نيز صاحب را وزارت داد و از خليفه خلعت گرفت و مناسبات او با برادرانش صمصام الدوله و شرف الدوله گرم بود اما بروزگار بهاء الدوله در عراق طمع بست كه از پيش گفتيم و چون از سامانيان بيمناك بود پيوسته دشمنانشان را تاييد ميكرد چنان كه ديديم ابو على محتاج وفايق خواجه را كه بر نوح سامانى شوريده بودند كمك كرد . فخر الدوله بسال 387 بمرد و ابو طالب رستم مجد الدوله ( 387 - 420 ) كه بيش از چهار سال نداشت جانشين او شد و شمس الدوله برادرش بر همدان و كرمانشاهان تا حدود عراق ولايت يافت . امور دولت فرمانرواى صغير ، بدست مادرش افتاد و قابوس وشمگير در قلمرو وى طمع بست و گرگان را بگرفت و سپاه مجد الدوله را شكستى سخت داد . دوران حكومت مجد الدوله 33 سال بود اما هيچوقت قدرت او مستقر نشد كه بزرگان دولت خودسر بودند و مادرش بكارها تسلط داشت و با او چون محجور رفتار ميكرد و بناچار مجد الدوله براى رهائى از او چاره ميجست و چون مادرش بدانست از رى بگريخت و از پسر ديگر خويش شمس الدوله فرمانرواى همدان و هم از بدر بن حسنويه كرد كه از جانب مجد الدوله حكومت جبل داشت كمك خواست و برى بازگشت و مجد الدوله را ببند كرد و ولايت را به شمس الدوله داد ( 390 ) و كار دولت را بدست گرفت و سالى تمام فرمان ميراند و نامههاى شاهان را ميگرفت و جواب ميداد و شمس الدوله كه چون محجور ميزيست كينه مادر را بدل گرفت و او بار ديگر ولايت را به مجد الدوله داد كه نرمخوتر بود اما شمس الدوله سر مقاومت داشت و ميخواست مادر و برادر از رى دور كند و به حركت